کمی هم تخیل بد نیس



بعضی وقتها با خودم فکر می کنم روزی شده که وبلاگ من خیلی خیلی معروف شده است . اصلا یک وبلاگستان است و یک وبلاگ من ! توی خیلی از وبلاگهای دیگر بی آن که من آنها را لینک کرده ام مرا با افتخار لینک کرده اند . مشترکهای فید من امروز از مرز 50000 تا گذشتند . و همین جور هر روز 30 ، 40 تا اضافه می‌شوند . آمار گیر وبلاگم با اینکه هنوز به نیمه صبح نرسیده بازدید امروز را 2000 نفر اعلام می‌کند . واااای 60 نفر الان آنلاین هستند . بعد من میخواهم یک پست جدید بگذارم . پست را ارسال می‌کنم . دوستم زنگ میِزند . بعد از دو سه دقیقه صحبت وقتی صفحه را رفرش می‌کنم 30 تا نظر جدید می بینم . بعد وارد گوگل ریدرم میشوم . ببین چند نفر مطالب ما را شر کرده‌اند . این پستی که چند دقیقه پیش گذاشتم را ببین . چقدر لایک خورده . گوگل رنکمان هم از 3 شده 4 . خب حالا بروم سر وقت اینباکسم . 20 ایمیل نخوانده دارم . ( البته بگم ها که هیچ کدوم مثه الانم ایمیل هایتبلیغاتی نیستن هااااا ! ) این وبلاگ نویس معروفه هست که باز ( از بیان اسم معذوریم ) ای بابا . این بابا ول کن ما نیست . ایمیلش را باز می‌کنم . نوشته است جون من بیا با هم تبادل لینک کنیم . خواهش می کنم . با خودم می ‌گویم خب درست است کنتور آمارگیر وبلاگ ما دارد میترکد ولی دلیل نمیشود که هر کی از راه رسید را همین جوری لینک کنیم که ! رفت توی اسپم ها . بیرون یک کار کوچکی دارم . ار در که بیرون می‌روم هفت هشت ده تا آدم میریزن سرم . خدایا اینها دیگر کی اند ؟ یکیشان نفس نفس زنان گوی سبقت را از دیگران می‌رباید و میگوید آقای یک علی خواهش می‌کنم یک امضا به من بدین !
اولا که آروزو بر جوانان عیب نیس . دوما هر کی امضا میخواد بجنبه تا دیر نشده !

یادش بخیر قدیما روز آخر ماه رمضون که میشد ، مخصوصا بعد افطار همش منتظر بودم که کی خبر عید فطرو میگن که فردا نریم مدرسه . مخصوصا اگه فرداش مثلا یه درس سخت میداشتم . یا اینکه میموندم تکالیف فردا رو بنویسم یا نه . البته اینا که میگم مال دوران ابتدایی هااا . آخه اون وقتا خیلی مثبت بودم بر خلاف الانا ! ولی الان که فردا عیده هیچ فرقی واسم نمی کنه . به هر حال عیدتون مبارک .

-هااااا ؟  خودم میدونم خیلی بده که آدم دیر دیر وبلاگشو آپ کنه ! 


تعامل



دیشب داشتم برنامه نود را می‌دیدم . علی کریمی از باشگاه استیل آذین اخراج می‌شود . آجرلو طی مصاحبه ای دلیل اخراج علی کریمی را روزه‌خواری اعلام می‌کند . حالا ما به اینش کار نداریم که آیا واقعا دلیل این کار روزه‌خواری کریمی بوده یا مصاحبه ‌‌ی اون علیه مدیران باشگاه و آیا اصلا روزه‌خواری ای در میان بوده یا نه . ولی مصاحبه ی هدایتی مدیر باشگاه استیل آذین و صحبت های فردوسی پو به نظر من منطقی بود .

هدایتی هر چی میخواست بگوید خب به بقیه چه ربطی دارد که کی روزه‌خواری می‌کند کی نه ولی روش نمیشد و در نهایت این جمله را گفت که هر کس مسئول کارای خودش است . فردوسی پور هم با بیان اینکه خب شاید عذر شرعی ای چیزی داشته بنده خدا ، مخالف کار اجرلو بود .

الان مطمئنا به اندازه‌ی تعداد مردم کشورمون نظرهای متفاوت درباره‌ی مسایل این چنینی وجود داره . بعضیا معتقدند که طبق اون مثال کشتی ای که توی کتابهای دینی ما بود هر کی نمیتونه توی جامعه هر کاری دلش خواست بکنه ولی بعضیام اصلا این جوری فکر نمی کنند و اینکارو مساوی با نبودن ازادی می دونند . بحث در این باره بین دو طرف هم اصلا فایده نداره و اخرش معمولا با دعوا تموم میشه .

حرف من اینه که ما باید این ظرفیتو داشته باشیم که همدگیرو با هر نوع اعتقادی که دارن بپذیریم . مثه خیلی از جاهای دنیا . ما نمی‌تونیم بعضی آدمها رو حذف کنیم . اصلا کار غلطیه . کلا خلاصه بگم ما باید با بقیه بتونیم تعامل داشته باشم . همین .


 
بالاي صفحه © 2010 |تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به يک علي مي‌باشد .